"جنگ… جنگ هرگز تغییر نمیکند."
سال ۲۰۷۷. جهان در اوج شکوه تکنولوژی بود، اما سایهی جنگ هستهای بر آن افتاده بود. در بوستون، تو همراه با همسرت و فرزندت، شان، زندگی آرامی داشتید. اما در یک روز سرنوشتساز، آژیرهای خطر به صدا درآمدند: بمبهای هستهای پرتاب شده بودند. فرصتی برای فکر کردن نبود. به سوی پناهگاه ۱۱۱ (Vault 111) دویدی، جایی که قرار بود امنیت تضمین شود. اما کسی نمیدانست که این پناهگاه، یک آزمایشگاه مرگبار بود… دانشمندان پناهگاه، به جای نجات دادن شما، همهی ساکنان را در محفظههای انجماد قرار دادند.
دههها در انجماد:
دههها گذشت… اما یک روز، در حالی که هنوز در خواب بودی، کابوسی واقعی رخ داد: گروهی از غریبهها وارد پناهگاه ۱۱۱ شدند، همسرت را کشتند و فرزندت را ربودند. و سپس، تاریکی. وقتی بیدار شدی، دیگر چیزی از دنیای قدیم باقی نمانده بود. تو تنها بازماندهی پناهگاه بودی، آخرین شاهد تمدنی که فروپاشیده بود.
دنیای آخرالزمانی Fallout 4:
وقتی درِ پناهگاه ۱۱۱ را باز کردی، بوستون ویرانشده در برابر چشمانت گسترده شد—یک دنیای آخرالزمانی پر از جهشیافتهها، راهزنها، ویرانههای شهر و انسانهایی که برای بقا میجنگیدند. اما یک چیز در ذهنت میجوشید: پیدا کردن شان، فرزند گمشدهات.