زمین دیگر زمین نبود... سیارهی سرا (Sera)، زمانی پر از شکوه و تمدن، اکنون در آتش جنگ میسوخت. روزی به نام Emergence Day، موجوداتی مرگبار از اعماق زمین بیرون آمدند: لوکاستها (Locust) — هیولاهایی با خشمی باستانی، مصمم به نابودی بشریت.
ظهور مارکوس فنیکس
اما در تاریکی، هنوز صدایی باقی مانده بود؛ صدای مارکوس فنیکس (Marcus Fenix)، سربازی تبعیدشده که دوباره به میدان بازمیگردد. همراه با جوخهی دلتا (Delta Squad)، او به جنگی وارد میشود که نه امید دارد، نه رحمی… تنها هدف، بقاست.
یک نقطهی عطف در تاریخ بازیهای شوتر
Gears of War، ساختهی استودیوی Epic Games و منتشر شده توسط Microsoft در سال ۲۰۰۶، نقطهی عطفی در تاریخ بازیهای شوتر سومشخص بود. گیمپلی کاورمحور، گرافیک خیرهکننده و داستانی سراسر خشم و ایثار، آن را به نماد یک نسل تبدیل کرد.
نبردی میان بشریت و هیولاها
مارکوس، همراه با دوست وفادارش دومینیک سانتیاگو، باید نقشهای برای نابودی کندوی لوکاستها اجرا کند. در مسیری پر از مرگ، خیانت و خاطراتی از گذشته، دلتا اسکواد قدم به اعماق جهنم میگذارد تا شعلهای دوباره برای انسانیت روشن کند.
آخرین ایستادگی
و آنگاه که انفجار نهایی در دل زمین طنین انداخت، و صدای لوکاستها در غرش فرو نشست، مارکوس ایستاد… زخمی، خسته، اما ایستاده؛ زیرا حتی اگر جهان فروبپاشد، هنوز کسانی هستند که با مشتهای گرهکرده، امید را از دل خاکستر بیرون میکشند.