وقتی جهان در آتش جنگ هستهای سوخت،
وقتی خورشید پشت ابرهای خاکستر محو شد،
و وقتی زمین به یک گور دستهجمعی تبدیل گشت…
تنها ایستگاههای متروی مسکو زنده ماندند.
این داستان، روایت بازماندگان است… و در میان آنها، نامی طنینانداز میشود:
آرتیوم.
متروی مسکو: آخرین پناهگاه بشریت
در بازی Metro 2033 (2010)، بشریت از سطح زمین گریخته و در تونلهای تاریک و سرد مترو پناه گرفته است.
اما حتی در اعماق زمین، سایهی ترس، خیانت و هیولاها با مردم است.
جهان بیرون مرده است… و آنچه درون مترو مانده، زندگی نیست.
آرتیوم: قهرمانی ناخواسته، وارث تاریکی
آرتیوم، جوانی آرام و بیتجربه، در ایستگاه کوچک "VDNKh" زندگی میکند.
اما ورود موجوداتی مرموز به نام دارک وانها (Dark Ones)، آغازگر سفر قهرمانانه اوست.
سفری از دل تونلها، از میان جهشیافتهها، فرقههای دیوانه، نازیها، کمونیستها، و موجوداتی که دیگر انسانی نیستند...
او سفیر امید است؛ یا شاید آخرین نشانهی سقوط.
دشمنان درون و بیرون
در این دنیای تاریک، خطر فقط از هیولاهای بیرونی نیست.
مردم نیز برای زندهماندن، انسانیت خود را فروختهاند.
جنگ بین ایستگاهها، حکومتهای دیکتاتوری، ایدئولوژیهای پوسیده…
و در وسط همهی این آشوب، آرتیوم باید تصمیم بگیرد:
آیا باید نابود کرد… یا درک؟
دارک وانها: هیولا یا نجاتدهنده؟
شاید بزرگترین راز Metro 2033 همین باشد:
آیا موجودات ناشناخته، دشمن بشریتاند؟
یا ما دشمنان خود هستیم؟
سفر آرتیوم، سفری درون ذهن، وجدان و آیندهی انسان است.
Metro 2033 | روایتی از ترس، امید و انتخاب
Metro 2033 تنها یک بازی نیست؛
یک رمان تصویری، یک فریاد در تاریکی، یک آزمایش اخلاقی برای نسل بشر است.
در جهانی که نور کمسو است،
و انسانیت در حال فراموش شدن،
تو تصمیم میگیری که چه کسی باشی… انسان یا هیولا.
Metro 2033، داستانیست که در دل تاریکی روشن میشود.
و آرتیوم… صداییست که در میان تونلها هنوز شنیده میشود.